|
آثار شيخ مجتبي قزويني را بايد بيشتر در زحمات 40 ساله وي در تدريس و
تعليم و تربيت شاگردان بسيار دانست. او اصول (سطح و خارج) و فقه (سطح و
خارج) و متون مهم فلسفه و فلسفه انتقادي و معارف ناب قرآني را تدريس
ميكرد، و در كار تربيت خواستاران و تعليمطالبان ميكوشيد. روش تدريس
او در حكمت و فلسفه بسيار آموزنده، و پرورنده استعداد و نشاندهنده راه
«تفكّر اجتهادي» در «مقام تعقّل» بود. اين چگونگي به طور نمايان در
آثار چاپ شده وي منعكس نگشته است كه مايه افسوس است. اما آثار مكتوب
وي:
1- «بيان
الفرقان» (به فارسي)، در 5 جلد:
• جلد
اول، در بيان «توحيد قرآن» و فرقهاي آن با توحيد فلسفه و عرفان و ذكر
هشت فرق بسيار مهم بدين شرح:
1- علم
خداوند؛ 2- حدوث عالم؛ 3- مسأله بدا؛ 4- جبر و تفويض؛ 5- قضا و قدر؛ 6-
سعادت و شقاوت؛ 7- هدايت و ضلالت؛ 8- دعا.
• جلد
دوم، در بيان وحي و نبوّت از نظر قرآن كريم، و فرقهاي آن با تعريف وحي
و نبوت به مشرب فلسفه و عرفان، و نيز بيان وجوه «اعجاز قرآن» و مهمترين
وجه آن (معارف نوآيين).
• جلد
سوم، در بيان معاد خالص قرآني (معاد جسماني)، وجوه فرق و تفاوت آن با
معادهاي تصوّري فلسفي و عرفاني (معاد برزخي و مثالي)، و – از جمله –
ذكر پنج اصل، كه «معاد قرآن» مبتني بر آنهاست:
- اصل
اول: حدوث عالم و كيفيّت خلقت آن،
- اصل
دوم: خلقت انسان و عوالم آن،
- اصل
سوم: خلقت حضرت آدم «ع»،
- اصل
چهارم: تناسخ (و رّد آن)،
- اصل
پنجم: امكان خراب شدن عالم و خلقت عالم ديگر.
• جلد
چهارم، در بيان نقش اساسي معصوم «ع» در هدايت اصلي، ضرورت رجوع به
معصوم براي فهم درست قرآن و هدايتيابي از قرآن كريم، و بيان حديث نبوي
مسلّم الصّدور «ثَقَلَين»، و ردّ مطالب سخيف و مردود غزالي، در كتاب
«القِسطاسُ المستقيم» درباره عدم احتياج به معصوم «ع».
• جلد
پنجم: در بيان و تحليل مسائل «غيبت معصوم»، «رجعت»، «شفاعت» و تبيين
احاديثي درباره «غيبت»، «ظهور» و «قيامت»، و توضيح علايم اين دو حادثه
سترگ كه خلط شده است.
2-
رسالهاي در معرفة النّفس، شامل:
- بيان
نظريّه ارسطويي و نقد آن.
- نظريّة
«مادّية الحدوث بودن نفس» و نقد آن.
- نظريّة
مادّيين درباره نفس و نقد آن.
- و
سرانجام تبيين معرفة النّفسِ قرآني.
3-
رسالهاي در نقد علمي و فلسفي اصول يازدهگانه ملاصدراي شيرازي، در
مباني فلسفي خويش.
4-
نسخههايي در برخي علوم غريبه.
يادآوري چند نكته
1- شيخ
استاد معتقد بود كه طالب معارف تحقيقي بايد مباني و مطالب قوم را نيز
بداند. از اين جهت خود سالها در خدمت استادان مختلف به تحصيل فلسفه و
عرفان پرداخته بود، و از اساتيد بزرگي چون آقا بزرگ حكيم شهيدي، نيك
استفاده كرده بود. با اين استاد مسلّم و مشهور فلسفه تا آنجا مأنوس شده
بود كه وي نسخه كتاب «اشارات» خود را پشتنويسي كرده به شاگرد كوشا و
فاضل خويش هديه كرده بود .
2- شيخ
استاد ميفرمودند، مرحوم آقابزرگ مدتي خارج فلسفه (مانند خارج اصول و
خارج فقه) تدريس كرد، و ميفرمود ميخواهيم مطالب را با نظر اجتهادي
بسنجيم، و خارج از محدوده متون و فضاي حاكم بر آنها، و بدون تحت تأثير
قرار گرفتن نسبت به مقام علمي و شهرت مؤلّف، آنها را مورد بحث قرار
دهيم (عبارات به تقريب). و ميفرمودند، ايشان (آقابزرگ حكيم) مدتي
«خارج اسفار» گفت، و مطالب اسفار، از جمله مسألة «اصاله الوجود» را از
ديدگاههاي مختلف مورد بحث و رسيدگي و رد و قبول قرار داد. و در اين درس
آراء موافق و مخالف را مطرح ميكرد، و خود نيز نظر ميداد، و ميدان را
در بست به نظر موافق نميسپرد. |